تبليغاتX
بازگشت
عاشقی باش که گویند به دریا زد و رفت...نه که گویند خسی بود که جوبارش برد

برای تو  (O)

 

روزهاست بی تو در پی چه می گردم؟

 چنان در مواجهه با غم بی تو بودنم؛ در مصافم که هنوز هم، چنبره ای از شکست مرا تهدید می کند. تو کجایی؟ نه....بهتر است بگویم من کجایم؟....پشت پرده ی این فریادها کسی نیست که نجوای مرا بشنود؟....تنها در جست و جوی توام تا

 این روزها بتوانم باز هم خود را دریابم.....

زمان عمرم، چنان مرا دلگرفته گوشه ای از اطرافم پرتاب کرده که چندی است، در خود می پیچیمو از دوری تو در فغانم....یاد روزهایی هستم که تو مرا چه زیبا به ملکوت عشق می سپردی و من تنها به یاد تو در هوای با تو بودنم غرق بودم...

کاش روز بی تو بودنم، آخرینش باشد.

 

کلبه ی شاعرانه(S)

 

í شعله ی سکوت í

 

کاش نگاهمان بوی آلوده ی تدفین محبت را نداشت

کاش صدایمان بلندی قعر در دره ی خشم را نداشت

 

کاش صدای ثانیه های قلبمان به لشکر ذهن می رسید

کاش سوز کولاک شده ی فریاد اعصاب، به احساسمان می رسید

 

گرچه غنچه به دوران عصر زیبایی اش نرسیده

گرچه نسیم هنوز به قدرت شرقی خود نرسیده

 

ولی باید بدانیم جلوه ی دلکش غنچه طرفی

لطافت داشتن گلبرگ گل بودن طرفی

 

باید بدانیم ممتد، نسیم بودن، وه چه قیامتی به پا کند

غرق در نوازش نسیم، به چه زیبایی را جلوه کند

 

آه...ای مخاطب این شعر

 

هوای آسمان سکوتم به قدری نیاز آلوده ی صدا است

که برگشت پرندگانش هنوز چشم به راه ثانیه هاست

 

هوای اطرافم بوی بیش از محبت، دارد

اما چه حیف که خانه، هنوز، سد این بو را دارد

 

وای ای حسرت همیشگی، تو تنها دلیل سخنی

بیچاره دلم، که گرفتار به غیر از حسرتی

 

تو چرا می فهمی؟! تو چرا خواب توانستن را، تعبیر می کنی؟

تو چه می فهمی که هنوزم مانع از شنیدن صدای سیلی گذشته می شوی

 

رخنه ی نبودن و نخواستن بگذار تو را بکشد

حسرت است کار ما، بگذار لبخندش مرا نیز بکشد

 

دیدمان     (E)

 

خيلي جالب

این مراحل رو انجام بدید :

1- يك فايل متني با notepad بسازيد،

2- در آن تايپ كنيد : "Bush hid the facts" بدون كوتيشن،

3- فايل رو ذخيره كنيد با هر نامي كه مي خوايد،

4 - فايل رو باز كنيد چه چيزي مي بينيد ؟ جالب نيست ؟

 

نوازش    (I)

 

فرقی نمی کند گودال آبی کوچک باشی یا دریایی بی کران

زلال که باشی آسمان در توست.

 

اصل های زندگی  (Y)

 

7- اقتدار در مقابل ضعف

 

کمی تفکر برای... (V)

 

سروانتس خالق اثر جاودانه ی دن کیشوت در سال 1571 در جنگ یک دست خود را از دست داد و تا سه سال برای سیر کردن شکمش گدایی می کرد. او شبها برای اینکه در خرابه ها نترسد، شروع به نوشتن دن کیشوت کرد و همین کتاب او را میلیاردر ساخت.

 

کلام آخر (K)

 

سوگ را معنی کن....چه معنی شگرف و شادی دارد.

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 17  توسط اویس  | 

برای تو  (O)

در شبی از جنس بی صدایی من، نقره هایی از اهالی آسمان با من سخن می گفتند.

در این شب من به دنبال چه بودم؛ نمی دانم!

چندی که گذشت، با غروری ملبس به تموز گُر گرفته،

 مَرکبم را در میان تراکم ابرها یافتم.

مقابلم؛ گذرگاهی با پهنای قلب تو و به درازای قامت مهربانیت بر من راه گشا بود،

 بر زمین، قدم که فشردم؛ چه نرم و آهسته به سویت پر کشیدم.

قلب آغوشت را آماده ی مصاف عشقم کن.

ای گل خوشبوی خدا؛ مهمان داری

 و

 من چه رنگین  به سویت می آیم.

 

کلبه ی شاعرانه(S)

حریق سبز

 

بیا کنارم سرو ناز بی تاب

بیا کنارم زیر طاق مهتاب

عطش ببازیم به نسیم دریا

غزل برقصیم تا طلوع فردا

 

بیا کنارم، ساقه ی بهاره

رو فرش برگ و پولک ستاره

خمار شعرم می شکنه پیش تو

عجب شرابی نفس تو داره

 

گل بهارم در انتظارم

حریق سبزی بیا کنارم

 

تن حریرت؛ جوی عطر جاری

صدای گرمت حیرت قناری

بذار بگیرم مثل تور دریا

تو رو در آغوش، ماهی فراری

 

اگه بدونن ابر و باد و بارون

چه دلنوازه این شب مهربون

هجوم میارن روی چرت کوچه

صدای شهرو می برن آسمون

 

غروب گذشتو شب رسید به نیمه

تب تو می خواد گل سرخ هیمه

بگو بخوابن همه اهل دنیا

هنوز یه نیمه، مونده از شب ما

 

گل بهارم در انتظارم

حریق سبزی بیا کنارم

گل بهارم در انتظارم

حریق سبزی بیا کنارم

 

 

دیدمان     (E)

روزی شیخ فاضل ما، تصمیم گرفت، نکاتی که در (( کتاب چگونه دیگران را شاد کنیم))؛ آمده را بر عمل بنشاند و حالی ببرد از شادی دیگران. این بود که به یکی از دوستانش گفت: من چگونه می توانم تو را شاد کنم؟

دوست شیخ گفت: پول، پول بده، من شاد بشم. شیخ که با تمام وجود بند پوتینهای خود را بسته بود تا اعمال گفته شده در کتاب مزبور را عملی کند؛ مشتاقانه دست به جیب خود برد و پولی تقدیم کرد. این کار 660 مرتبه تکرار شد و همچنان جواب دوست شیخ همین بود و بس. شیخ که بسیار خردمند بود با حالتی خسته از این تکرار مکررات اینبار از دوستش پرسید: تو به غیر از پول با چه چیزی شاد می شوی تا من انجام دهم؟ دوستش که بسیار شاد بود، گفت: پول بیشتر.

 

نوازش    (I)

غذا پرچمي:

 يك عدد گوجه فرنگي (اندازه اش خيلي مهم نيست اما رنگش بايد قرمز باشد)، يك عدد خيار سالادي و دانه درشت و پنير هم به مقدار كافي؛ اين ها را مي ريزند توي يك بشقاب و نوش جان مي كنند. بعد هم دعا مي كنند به جان طراح پرچم مملكت كه آن قدر از رنگ هاي طبيعي استفاده كرده! اين شام محبوب حجره هاي طلبگي است.

 

اصل های زندگی  (Y)

6- خود باوری و خود محوری در راستای خدا محوری

 

کمی تفکر برای... (V)

 

خوشبختی توپی است که وقتی می غلتد به دنبالش می رویم و وقتی توقف می کند، به آن لگد می زنیم.

شاتو بریان

 

کلام آخر (K)

 

عجب حالی میده وقتی، رو یه نظری پافشاری کنی از یه ماه پیش؛ بعد نظرت درست از آب دربیاد.

 ایتالیا قهرمان شد.

 ای ول...

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 تیر1385ساعت 1  توسط اویس  | 

 برای تو  (O)

 

حامل جریان ما؛ با رونق چشمان تو،

 همچنان مبهوت سمفونی همیشگی است، تا ابدیت.

 گوش کن؛ می شنوی؟

 همه ی گستره ی جانم نواخته می شود؛ وقتی شاخه گلی از صبرت را به من ارزانی می کنی. پاکی لمس احساست و گفتگو با تو چنان خیزی از موج شادی را در من می افکند که گویی من همان پاره تن سنگلاخی از دشت بی عابر دیروز نیستم، که تا چندی پیش تو را ملتمس بود و غبار نیاز در چشمانش فریاد زن.

آموختن بسیاری از مسایل تشریح؛ با تلاش روان است، در کنار این، یادگیری و شنیدن بسیاری از صحبتهای چشمانمان است که ما را در حرکت این بازی بزرگ  به سمت جلو یاری می کند.

آموختی مرا، در بطن این جملات هر چه بود.

 تو به من آموختی....

 

شعر من  (S)

 

صِدام کردی...

 

تو از متن کدوم رویا رسیدی؟

که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد

که از رنگ صدات دریا شکفتو

نگاه من پر از رنگین کمون شد

 

تو از خاموشی دلگیر رویا

صدام کردی صدام کردی دوباره

صدا کردی منو از بغض مهتاب

از اندوه گل و اشکِ ستاره

 

صدام کردی صدام کردی نگو نه

اگرچه خسته و خاموش بودی

تو بودی و صدای تو صدام زد

اگرچه دور و ظلمت پوش بودی

 

تو چیزی گفتی و شب جای من شد

من از نور و غزل دیوار شدم باز

تو گیج و ویج از خود گم شدنها

من از من مردمو پیدا شدم باز

 

از این تک بستر تنهایی عشق

از این لنج سقوط آخر من

صدام کردی که برگردم به پرواز

به اوج قصه سبز با تو بودن

 

صدام کردی که رو خاموشی من

یه دامن یاس نورانی به پاشی

برهنه از هراس و تازه از عشق

توی آغوش جان من رها شی

 

 

دیدمان     (E)

 

یک ترفند عجیب در ویندوز

ترفندی جالب و عجیب را به شما معرفی می کنم که با استفاده از آن میتونید دوستان خود را به راحتی سرگرم کنید!  ترفندی که بیل گیتس و تمامی مهندسین مایکروسافت نیز نتونستند برای اون دلیلی پیدا کنن. خودتون می تونید امتحان کنید...!

برای این کار، کافی است یک پوشه جدید ایجاد کنید

(راست کلیک کنید و از New بر روی Folder کلیک کنید).
سپس برای نام آن عبارت
con را تایپ کنید.
نکته جالب این موضوع اینجاست!
شما و هیچ کس دیگر نمیتونه فولدری با نام
con ایجاد کنه!
این مورد در مورد دو عبارت
aux و nul نیز صدق میکنه.
پس دست به کار بشید ، شاید بالاخره تونستید چنین کاری بکنید...!

 

نوازش    (I)

 

همچنان که شما توانایی سکوت، بصیرت، شهود و هماهنگی با هارمونی آشکار جهان را

پیدا می کنید، مسائل و مشکلات آرام آرام ناپدید خواهند شد.

جوئل گلدسمیت

 

اصل های زندگی  (Y)

 

5- خود احساسی (احساس خود شایستگی، خود سالاری و احساس شخصیت)

 

کمی تفکر برای... (V)

 

وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند،

 چرا كه وقتي عطسه مي‌كنيد قلب شما به اندازه يك ميليوني ام ثانيه مي‌ايستد.

 

کلام آخر (K)

 

بسان سنگریزه ای که در دریاچه ای ساکن افتد، دگرگونی آگاهی در فرد فرد ما نیز بر سطح این کل، امواجی کوچک اما موثر ایجاد می کند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 تیر1385ساعت 18  توسط اویس  |