تبليغاتX
بازگشت
عاشقی باش که گویند به دریا زد و رفت...نه که گویند خسی بود که جوبارش برد

برای تو  (O)

 

یک تصویر را می توانی تجسم کنی که به عنوان شکار لحظه یاد می شود؟

بی تردید این تصویر با فکری خلق شده است.

اما فکری که تصویرشدگان در آن تاثیری نداشته اند.

 اصلا نمی دانستند که آن تصویر ساخته شده است.

اما یادمان باشد فکری برای خلق این تصویر بوده.

حال بیا تصور کنیم که تصویری متولد خواهد شد با شرایطی دو سویه.

هم تصویر شدگان مطلع از رویت شدنش هستند و بی شک هم خالق این تصویر.

ببین چه زیباست؟

 چقدر تجلی یک فکر می تواند موثر باشد،

 در زیبایی به تصویر کشیدن حتی یک منظره ی مضحک!

از ژست گرفته شده تا کادر بندیهای خالق اثر، همه با فکری درگیرند

 که در آخر به نتیجه ای مطلوب می رسد. اینطور نیست؟

نتیجه ای را در ذهن می پرورانند که می خواهند همان را ببینند!

 هر دو سمتِ این فکر، می خواهند اگر روزی روزگاری چشمشان به این تصویر باز شد؛

 نه تنها به یاد خیلی از خاطرات بیفتند بلکه به یاد چگونگی خلق این اثر هم توجه کنند.

ژستی که با چه سختگیری سلیقه ای بالاخره گرفته شد.

کادری که در آن اگر گلی پدیدار نمی شد لبخندی هم دیده نمی شد و و و .

تصمیم ما هم اینگونه است.

زمان دوربین منو توست و زندگی پایه ی آن ... !

تصمیم، درست مانند عکسی است که تو فقط یک لحظه فکر می کنی و.....فلاش...

این تصمیم در آلبوم زندگی ات وقتی بیش از پیش خودنمایی می کند

 که تو از همان یک لحظه راضی باشی.

 همان یک لحظه که انرژی ای مصرف شد تا دستت بر فلاشی زده شود.

 همان یک لحظه ای که بعدها می تواند همانطور که تو را شاد  می کند

 همان طور هم تو را از خلق این تصویر مایوس کند.

قاطع تصمیم گرفتن همان نقش لبخندی است که در عکس

به زیبایی من و تو کمک می کند.

با این دوربینی که تا قلبمان می زند در دستمان به امانت است؛

 همیشه خوب و عالی عکس بگیریم و یادمان باشد در هر عکسی باید لبخند زد

تا هر وقت که آن را دوره می کنیم از خودمان بدمان نیاید.

با لبخند عکس بگیر.

با قاطعیت تصمیم بگیر.

تا جاودانه شوی...

 

کلبه ی شاعرانه(S)

 

گل بی نام Ó

 

 

یه روز از همین روزای آسمون

دیدن حتی روی ماهتم شد خیالمون

کاشکی از بین این آرزو ها یه نفر پیر خرابات

پیدا می شد، ما رو رها می کرد از زیر سقف آسمون

 

سنگینی رو قلب من از بدهی های خودته

 عمر من قد تموم لحظه هاش، مدیون صدای نرم سازته

وقتی که از دلم  حرفی می زنم، دوست دارم قد یه باغ

برات بچینم از اون آرزوهایی که، کاشتِ دست خودته

 

تو باغچه ی اقاقیا یه  گلی هست اسمشو؛

 من هنوزم نمی دونم

کاشکی بیای پیشم، بهم بگی؛ که اون تویی یا که منم

 

اگه تا فردا بمونه،

 می دونم که می مونی کنار من و اون گُله خود منم

اما نه، اگه بره،

 یه موقع خاکو بوس کنه؛

باورم نمیشه که، دوریتو باید تحملش کنم

 

سایه ی تو از اون بالا یه طورایی تو باغچه مون، افتاده

سایه ی خوش قامتیت تو محفل گُلای ما یه عالم دیگه داره

تا که یه کم محو می شیو زودی بازم سایه میشی...

دل هممون یهو از جا کنده میشه

 

می بینی هنوز فردا نشده

 دل اسیر خاطراتم با تو  همراه میشه

 

گوله گوله اشکمو هدیه ی بدرقه ی تو می کنم و یکی یکی می چینمش

تا وقتی بازم که کنارم

تو میایو میام به استقبالت منم

 

سر راه دوتامون یه دنیا گل، شکوفه کرده باشه

اینوریا یاس باشه و اونوریا؛ اطلسی سر وا کرده باشه

 

الان که می بینی من هستم و سکوت محض رفتنت

وقتی رفتی دیگه دنیا روبروم تا لحظه ی برگشتنت سیاهیه

می دونم رفتن تو خیلی زود داره میاد سراغمون

 اما می خوام بهت بگم که  جات همیشه،

 روی این دو تا چشمامه

 

دیدمان (E)

 

احساسی خالص تر و آرام بخش تر از آن چه در قلب دختری

 که ناگهان بیدار می شود و روحش را پر از نغمه ای آسمانی

 که روزهایش را چون رویایی شاعرانه می کند

و شب هایش را پیامبر گونه، وجود ندارد.

 

کمی تفکر برای... (V)

 

انسان تقلا می کند تا زندگی را بیرون از خود بیابد،

نمی داند آن زندگی که جستجو می کند، در درون اوست.

 

نوازش    (I)

 

It is in your moments of decision that your destiny is shaped.

 

اصل های زندگی  (Y)

 

15- سلامت و نگهداری از جسم

 

کلام آخر (K)

 

در تکاپوی تامین خواسته های جهان سوممان پشتکاری داشتیم.

اکنون با این وضعیت باز هم پشتکاری داریم.

فردا نیز شتابی خواهیم داشت.

امان از این جهان سوممان!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 22  توسط اویس  | 

برای تو  (O)

 

در رنجش عمیق نبودنم یک چیز برایم مشخص است

نوری که بر من می تابی تا فقط سایه ی من پدیدار باشد.

 نمی شود که...

نمی شود که نوری  نباشد و ما به دنبال سایه هم باشیم!

هر جا سایه هست نور هم هست. هر جا نور هست سایه هم هست؟!

تو نباشی من چرا باشم؟ من چرا ادعای بودنی کنم که تنها بستگی به بودن تو دارد؟!

تو باش تا فقط سایه ی من هم باشد. تا تنها بتوانم از پشت دیوار تکذیب شلوغ بازار حالا از خود رخنه ای بر اطراف داشته باشم. هر چیز که مابین ما می گذرد هوایی نیست که روزی سرد شود و روزی گرم. نمی توانم صفتی برایش تدارک ببینم.

 همان طور که نمی شود برای تابش خورشید دلیلی قائل شد.

من تو را به وجود آوردم. تو مرا به وجود آوردی.

راستی خدا ما را آفرید یا ما خدا را؟

 

کلبه ی شاعرانه(S)

 

سکوت

 

یه‌ پنجره‌ْ رو به‌ یه‌ باغ‌ْ ، یه‌ کوره‌راه‌ِ بی‌چراغ‌ْ ،
یه‌ حوض‌ِ سبزِ نیمه‌ پُر ، آبتَنی‌ِ چَن‌تا کلاغ‌ !
دوباره‌ جنگ‌ِ من‌ُ من‌ ، تو این‌ غروب‌ِ بی‌نفس‌ْ !
قناری‌ می‌خونه‌ ولی‌ صداش‌ اسیرِ تو قفس‌ !

آهای‌ ! شکسته‌ ! با تواَم‌ ! فکرِ یه‌ راه‌ِ تازه‌ کن‌ !
به‌ جای‌ خوندن‌ یه‌ دَفه‌ ، سکوت‌ُ مَزه‌ مَزه‌ کن‌ !
توی‌ سکوت‌ْ زندونی‌ِ ، عطرِ یه‌ آوازِ زُلال‌ !
نخون‌ تا فریاد بِزَنَن‌ تموم‌ِ آدمای‌ لال‌ !

توی‌ سکوت‌ می‌شه‌ به‌ عشق‌ ، میشه‌ به‌ آیینه‌ رسید !
می‌شه‌ به‌ تَک‌ ستاره‌ی‌ این‌ شب‌ِ دیرینه‌ رسید !
می‌شه‌ با طوفان‌ِ نفس‌ ، حنجره‌ها رُ زنده‌ کرد !
تو بازی‌ِ یکی‌ شُدَن‌ ، می‌شه‌ تو رُ بَرَنده‌ کرد !

سکوت‌ِ بی‌رضایتِت‌ چه‌ خوش‌ صداس‌ ! ترانه‌ خون‌ !
وقت‌ِ سقوط‌ِ ناگزیر ، من‌ رُ یه‌ تکیه‌گاه‌ بدون‌ !
من‌ با تواَم‌ تا تَه‌ِ خط‌ ! مثل‌ِ یه‌ سایه‌ پابه‌ پا !
حرف‌ِ من‌ُ به‌ من‌ بزن‌ ، اونورِ غیبت‌ِ صدا !

توی‌ سکوت‌ می‌شه‌ به‌ عشق‌ ، میشه‌ به‌ آیینه‌ رسید !
می‌شه‌ به‌ تَک‌ ستاره‌ی‌ این‌ شب‌ِ دیرینه‌ رسید !
می‌شه‌ با طوفان‌ِ نفس‌ ، حنجره‌ها رُ زنده‌ کرد !
تو بازی‌ِ یکی‌ شُدَن‌ ، می‌شه‌ تو رُ بَرَنده‌ کرد !

 

(یغما گلرویی)

 

دیدمان (E)

 

انتقاد پذیر باشید...

 

کمی تفکر برای... (V)

 

The path to success is to take massive, determined action.

 

 

نوازش    (I)

 

فقط کسایی که زیاد گریه می کنن

 

می تونن قدر قشنگیای زندگی رُ بدوننُ خوب بخندن

 

گریه کردن آسونه وُ خندیدن سخت...!

 

اصل های زندگی  (Y)

 

14- عدم شماتت و سرزنش خود و دیگران

 

کلام آخر (K)

 

If you can't, you must. If you must, you can.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1385ساعت 21  توسط اویس  |