تبليغاتX
بازگشت
عاشقی باش که گویند به دریا زد و رفت...نه که گویند خسی بود که جوبارش برد

برای تو  (O)

 

به یتیمی بوسه بر لبانت قسم که دوست دارم مقسوم زمانی باشم که تو را با من حریف نیست

وقتی در کنار تو محشورم، عالی ام

قدرت زمان درصدها افول می کند، گرچه تند می تازد

ولی حریفمان نمی شود...

سرت را به روی سینه ام بگذار و لمحی چشمانت را ببند.

دوست دارم در این حین نظاره گر جاری شدن گیسوان همچون تپش دریایی ات، مابین انگشتانم باشم.

 دستانم در طلبند تا گونه های نرم تو را آغشته به سوسو ی لامسه شان کنند.

پلکهایت را نباید فراموش کنم. کاش تعدادشان بیش از این بود!

از آنها سقفی می ساختم برای احساسی که مرا با تو هادی است.

آنگاه پلکهایت ناجی تیر هایی می شد که به سمتش پرتاب می شوند.

گرچه دیواری از دستانت ساخته ام و ساکن مغربی هستم که هیچ خورشیدی جرات نزدیکی به آن را ندارد.

مغربی که تو به عنوان گوشه ی چشمت می شناسی!

دستانت را بده به من...دوست دارم چهره ام در بین شان نهفته شود و من از ورای آنها

به تو خطاب کنم:

دوست داشتنی حسی هستی که از خیابان احساسم در حال عبوری

همه ایستاده اند تا خودنمایی کنی

معطل چه هستی؟!

 

کلبه ی شاعرانه(S)

 

We're caught in a trap

I can't walk out

Because

 I Love you too much baby

Why can't you see

What you're doin'to me

When you don't believe

A word I say

We can't go on together

With suspicious minds

And we can't build our dreams

On suspicious minds

So if an old friend I know

Drops by to say hello

Whould  I still see suspicion in your eyes

But here we go again

Askin where I been

You can't see the tears are real

I'm cryin

Oh, let our love survive

I'll dry the tears from your eyes

Let's don't let a good thing die

When honey, you know

I have never lied to you

We're caught in a trap

I can't walk out

دیدمان (E)

 

رابطه ای بین تو و زمین هست...مطمئن باش

اگر نبود انقدر با آن در تماس نبودی

قدرتی در هر دوی شما نهفته است...مطمئن باش

نیازی هست...

قدرتی هست در حدی که می توان اعتراف کرد

لایتناهی است

مطمئن باش...

 

کمی تفکر برای... (V)

 

هیچ کس نباید بدون کسب اجازه از شما در حریم تنهایی تان نفوذ کند.

 

نوازش    (I)

 

عشق تنها گلی است که بدون کمک فصل ها می روید و شکوفه می دهد.

 

اصل های زندگی  (Y)

 

16- لبخند!

 

کلام آخر (K)

 

ترس، تنها اندیشه ی هراس آلود و رفتار ناشی از آن اندیشه است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 آبان1385ساعت 1  توسط اویس  |