تبليغاتX
بازگشت
عاشقی باش که گویند به دریا زد و رفت...نه که گویند خسی بود که جوبارش برد

برای تو  (O)

 

در نیازم بر همین امواج بی خواب

یک دم از تو من سرودم نازنین

این سکوتم، این نوای دردم هر شب

در نیازی با تو من آمیخته کردم نازنین

یک نمازی در نیاز حاجتم در همین منبر عشق

سجده سوی قبله ی پاک تو کردم نازنین

 

نوازش    (I)

 

زمینی که دهانش را می گشاید تا انسان را فرو بلعد،

 کارش بازخرید ارواح ما از قفس تن ماست.

 

دیدمان (E)

 

Deeds, not words shall speak me.

 

کمی تفکر برای... (V)

 

ظاهر چیزها بر حسب احساسات تغییر می کند،

 بنابراین می توانیم جادو و زیبایی را در آنها ببینیم،

 در حالی که جادو و زیبایی واقعی در خود ماست.

 

 

اصل های زندگی  (Y)

 

٢۵- عدم تاخیر

 

کلبه ی شاعرانه(S)

 

دست بردار ازين هيكل غم
كه ز ويراني خويش است آباد.
دست بردار كه تاريكم و سرد
چون فرو مرده چراغ از دم باد.
دست بردار، ز تو در عجبم
به در بسته چه مي كوبي سر.
نيست، مي داني، در خانه كسي
سر فرو مي كوبي باز به در.
زنده، اين گونه به غم
خفته ام در تابوت.
حرف ها دارم در دل
مي گزم لب به سكوت.

مي روم با ره خود
سر فرو، چهره به هم.
با كسم كاري نيست
سد چه بندي به رهم؟
دست بردار! چه سود آيد بار
از چراغي كه نه گرماش و نه نور؟
چه اميد از دل تاريك كسي
كه نهادندش سرزنده به گور؟

مي روم يكه به راهي مطرود
كه فرو رفته به آفاق سياه.
دست بردار ازين عابر مست
 
يك طرف شو، منشين بر سر راه!

 

کلام آخر (K)

 

پلی که خاطراتم را به آینده ام پیوند می دهد

 

ای کاش نشود خسته...

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 11  توسط اویس  | 

برای تو  (O)

 

امروزم چنان با چینشی عجیب می گذرد که هر روز و هر شب احساس می کنم

تو نیز بر سلام فردای من تشنه تر می شوی...

کاش گونه ای دیگر فرامین من اجرا می شد و افکار در دامن پاک تو نمی ریخت

تا بدانی ثانیه ها را برای تو خلق می کنم تا به تو سلام کنم و بس.

در تبلور روح نیلگون من؛

 تو در جستجوی چه چیزی هستی که من به تو عرضه نکردم.

این اشکهای سرازیر شده دستخوش نیزه ای است که در گلویم می فشارد

بغض سالهای دوری را که در ساحل می گذراندم

و

اکنون تو مرا به دریا بردی و غرق خواهم شد...

چگونه برایت به آسانی بگریم؟!

ببین چگونه صداقت هوای اطرافمان ما را تحت فشار قرار داده و ما چه

 مظلوم در محیط خودمان روشن هستیم...

 

 

نوازش    (I)

 

 

If you do not hope, you will not find what is beyond your hopes

 

 

دیدمان (E)

 

 

Looking back, I have this to regret

That too often when I loved, I did not say so

 

 

 

کمی تفکر برای... (V)

 

 

The important thing was to love

Rather than to be loved

 

 

اصل های زندگی  (Y)

 

 

٢٤- اصل نظم و انضباط کاری

 

 

کلبه ی شاعرانه(S)

 

 

آرامش

دوست دارم اين آسمان را

كه شيشه‌ی آبی رنگش

زير وزن خورشيد

درهم می‌شكند...

دوست دارم اين زمين را

كه عطر سبزش

فارغ از خيال

به سوی بالا

پارو می‌زند...

دوست دارم

اين رودخانه‌های خروشنده را

كه خود را در عطر گل‌های آبی

می‌پوشانند
و اين ماهی‌ها را

كه سكه‌های نقره‌ی خاكستری را

در چشم‌هايشان

تكرار می‌كنند....

 

 

کلام آخر (K)

 

 

No one can make you feel inferior

Without your consent

+ نوشته شده در  شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 21  توسط اویس  |