برای تو (O)
یک آسمان خاکی، یک پامال آبی...همراه یک مسافر
در کوله راه باور
دستم ز سوی او شد....در هر زمان که خواهی
در صبح و شب رسیدم...در گرگ و میش احساس
در باورم نقاهت...در خاطرم یک بیمار
.
به یاد او سرودم...شعری از این ترنم
با من نیستی ام باش...تا من که هستم؛ باشم
.
کاش از همین مدارا...یک دم جفا می دیدم
درمانده در کویری...از غم نمی گریختم
آن سوی چون خیالم...حریری از عدم بود
.
گه گاهی از خودم بود...
بی یاد رفتم از یاد...
.
ابریشم آرزو...از خاطرم برون رفت
در یاد بی جواب ماند...وقتی زمانه دررفت
.
.
ای آشنای باور...آهنگ من؛ ضمیرم
شهدی بکش ز قلبم...شاید که من، خود شوم
نوازش (I)
نقد عمرت ببرد غصه ی دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه ی مشکل باشی
گر چه راهی است پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟
تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای
ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی
کمی تفکر برای... (V)
من شادمانه فریادهایم را با خنده ی شادمانی،
سخنان ستایش آمیز را با اتهام،
زیاده روی را با میانه روی مبادله می کنم؛
به شرطی که شما یک حاکم عادل،
یک وکیل درستکار،
یک روحانی که به موعظه هایش عمل می کند،
یک شوهر که به همسرش به همان چشمی که به خودش نگاه می کند،
می نگرد؛
نشان دهید.
اصل های زندگی (Y)
۲۶- مدیریت زمان
کلبه ی شاعرانه(S)
عبور
تو و این بی راهه ها
این عبور شیشه ای
جاده دلتنگی میاره
به هوای من نرو
.
.
من کجای این سفر باید تو رو پیدا کنم؟
.
تو که جاده ها
نمی تونن بگیرن ردتو
.
.
بی تو بودن کار من نیست
تا دلت نرفته برگرد
ما که راهمون یکی بود
چرا جاده ما رو گم کرد ؟!
.
بغض تو با گریه ی من
با شکستن وا نمیشه
تا تو دستامو نگیری
گم شدم پیدا نمیشم
.
جاده ها رو با خیالم
رج بزن پای پیاده
فکر تنها بودن ما
واسه هر دومون زیاده
.
خودمو
پشت سر تو
توی این جاده کشیدم
ردتو
نمی گرفتم
به خودم نمی رسیدم
تو کنار من
یه کوهی
من کنار تو یه دریا
مارو با هم
آرزو کن
با تو من تمام دنیام
کلام آخر (K)
من نیاز را در خیال فرزندی جستجو می کنم که دوست دارد
پلکهایش تازه بودن محبت انگشتان مادرش را احساس کند...
گونه هایش نرمی پشت دستان پدر را لمس کند...
و
چشمانش زیبایی را طلب کند که اکنون در اطرافش نیست...